برادرزاده ای که محبتش بوی مادر را می دهد

هوالمحبوب

چیزی نمی توانم بنویسم :

فاتحه ای چو آمدی بر سرِ خسته ای بخوان

مرگ ندیده بودم تا به حال، زیاد شنیده بودم، خیلی زیاد، به اندازۀ بیست و سه سال و این همه ماه و این همه ساعت، اما ندیده بودم…، گریه نکرده بودم تا به حال، برای از دست دادن عزیز، دیده بودم اما، گریه های از دست داده ها را… اعلامیه دیده بودم، هر روز و هر ساعت روی دیوارها و درها و شیشۀ مغازه ها، نمی شناخت َم اما، می خواندم ولی، ناراحت می شدم گاهی، دل ام می سوخت زیاد، اما… بیشترش را باور نکرده بودم… درک نکرده بودم ام… تشییع جنازه نرفته بودم تا به حال، مامان خیلی موافق رفتن ام نبود، برای روح لطیف دخترانه ام…! تسلیت، زیاد گفته بودم، به خیلی ها، دوست و آشنا و غریب… نشنیده بودم اما،  صاحب عزا نبوده ام تا به حال که هر کس می آید بغل ام بگیرد و زار زار گریه کند و زار زار گریه کنم…

حالا مرگ دیدم! مرگ عزیز، عین همان هایی که شنیده بودم، اعلامیه چاپ کردیم، برای یک اسم آشنا… تشییع جنازه و شام غریبان و ختم و شب هفت، اعلامیه پشت اعلامیه…. دل ام سوخت، خیلی زیاد، برای خودم، برای مامان، برای همگی مان… باور کردم، درک کردم، دیدم که برای ما هم هست…! تشییع جنازه رفت ام، بی که کسی نگران روح لطیف ام باشد! ایستادم بالا سرِ گودالی که اسم َش قبر بود، دیدم جنازه ای را که بیست و سه سال کنارمان بود، گرم بود، حرف می زد، تکان می خورد، نگاه می کرد و عشق می ورزید… دیدم جسد کفن پیچ شده ای را که حالا سرد بود و نگاه اش بی رمق… دیدم جسد سفیدپوشی را که رفت تهِ گودال، دیدم سنگ هایی را که روی َش چیدند، دیدم خاک هایی را که رویَش ریختند، دیدم که نتوانست پاک کند لباس سفیدش را که خاکی شد… دیدم که تمام شد… همۀ این ها را دیدم و روح لطیفی را که مامان فراموش کرده بود! زار زدم و های های گریه کردم بی آن که نگران نگاه خیلی ها باشم… دیدم و دیدم و گریه کردم… خیلی ها آمدند و بغل ام کردند و زار زار برای شان گریه کردم… خیلی ها آمدند و تسلیت گفتند… خیلی ها آمدند…

مجلس تمام شد… رفتند، یکی یکی… حتماً داشت نگاه مان می کرد، حتماً داشت التماس مان می کرد که تنهای َش نگذاریم… کمی بیشتر ماندیم، من، فاطمه، فائزه، خاله… نشستیم کنارَش… قرآن خواندیم برای َش…

یک جای خالی عادت می شود برای مان تا همیشه… باور نمی کنیم، ع ا د ت می کنیم…

نشسته ام و دارم فکر می کنم… احساس خفگی اذیت ام می کند، گره روسری َم را شل می کنم… خوب نمی شوم، گره روسری َم را باز می کنم… خوب نمی شوم… از این همه شلوغی فرار می کنم، یک گوشۀ خلوت، … میزنم زیر گریه… خوب ن.م.ی.ش.و.م…!

.

.

مادربزرگ رفت …

پ.ن: فاتحه ای بخوانید جای دوری نمی رود…

غم از دست دادن مادر سخت است

انالله و اناالیه راجعون

امروز  چهارشنبه نزدیک اذان مغرب مادر مهربانم که همه عمر را با فداکاری سپری کرد دار فانی را وداع گفت و ما را از نعمت با خود بودن محروم کرد .

از همه دوستان  عزیزان درخواست دارم برای این مادر فداکار و مومنه طلب آمرزش کرده و برای او فاتحه و صلواتی نثار کنند .

غم مادر بسیار سنگین است امیدوارم هیچکس غم مادر نبیند .

—————————————————————————————————————-

دوشنبه ۲۶ دی ماه نود

تقدیر و تشکر

از همه عزیزان از همه دوستان گرامیم از خواهر مبارز و انقلابیم سادات موسوی مدیر محترم فصل انتظار از دوستان وبلاگ نویسم از دوستانم در سپاه پاسداران و ستاد کل نیروهای مسلح و وزارت دفاع و از دوستان خوبم در سایت خبری بولتن نیوز  و از همه  اقوامم که مرا در تحمل این درد بزرگ دلداری داده و خود را شریک غمم خواندند و بعضا در مجلس این مادر مومنه و زحمت کش و فداکار شرکت کردند تشکر می کنم و امیدوارم خداوند سایه پدر و مادرانشان را برسرشان مستدام دارد و اگر به رحمت ایزدی پیوسته اند از خداوند متعال درخواست علو درجات و رحمت بی کرانش را برایشان خواستارم .

انشاالله خداوند سایه رهبر عزیزمان را تا ظهور انقلاب مهدی موعود(عج) بر سر این ملت مستدام و انقلاب بزرگ و عزیز ما ر از گزند همه دشمنان محفوظ گرداند و انشاالله بتوانم در شادی های دوستان جبران کنم . مستدام باشید

دانه های تسبیح پشت سر هم
در انتظار بوسیدن دست های مادر
و غبار عینک روی چشم های مادر
در شوق هر چه بیشتر دنبال کردن
نگاه مادر
سجاده با سربلندی که سر زیر پای مادر نهاده
و شوق خدا از افرینش این بنده
لب های مادر که در تلاطم موج های قرائت او
بی مکث تکان میخورد
و بهشتی که منتظر خاک پای شدن مادر است
این خلقت خدا و
بنده ی اوست
دست های مهربانی که بعد نیایش
بر سر فرزندان به دور از هیچ
هـــــیچ چشم داشتی ، میکشد

چه بگوییم
جرات یا بهتر بگویم قدرت کنار هم قرار دادن کلمات برای وصف او را ندارم ندارم…

حکم فائزه رفسنجانی عادلانه نیست!

هوالمحبوب

امروز در سایتهای خبری حکم  قاضی صلواتی بر علیه فائزه هاشمی را خواندم باید خون گریه کرد برای این عدالت به مسلخ رفته ، یعنی ۸ ماه فتنه گری و بردن آبروی نظام و توهین به شهدا و انقلاب و ایستادن در مقابل قانون و ولایت و به آشوب کشاندن کشور و زدن ضربه های سنگین اقتصادی به کشور به خاطر فتنه ۸۸ و اذیت و آزار مردم در طول این ۸ ماه و ….. که تنها یکی از اتهامات این خانم بود حکمش فقط شش ماه زندان و …. است؟!!!!

فائزه رفسنجانی

آقای صلواتی قاضی محترم شما با این حکم نتوانستید مردم را مجاب کنید که عدالتی را اجرا کرده و حکمی برای خدا و در حق این خانم داده اید و متاسفانه اسم خوب خودتان را با این کار برای همیشه در ذهن امثال من خراب کردید .

می دانید ما به این دادگاه امیدها بسته بودیم بیش از دو دهه است این خانم و برادرانش و دیگر آقازاده ها در مقابل این ملت هستند نه در میان ملت و نتیجه مقابل ملت بودن اینها ایستادگی همین خانم و برادرش و بسیاری از آقازاده هایی که هر چه دارند صدقه سری مبارزات مردم و ایستادگی رزمندگان دفاع مقدس در مقابل ستمکاران جهانی است در مقابل انقلاب و قانون و همراهی با فتنه گران در راستای اهدف دشمنان خارجی است .

شما چه کردید با عدالتی که سالها  انتظارش را می کشیدیم چه کردید با باورهای ما !!! چگونه جواب فرزندانمان را بدهیم چگونه جواب بچه بسیجیها را بدهیم چه بگوییم به عاشقانی که روزهای فتنه برای مقابله با همین فتنه گر و فتنه گران از جانشان گذشتند چه بگوییم؟

از این جوونهای خودی و بچه بسیجی ها بگذریم اینها غمباره می گیرند اما جا خالی نمی کنند اما شما در مقابل جوونهایی که دنباله رو همین خانم بودند و با تحریک این خانم توی خیابون ریختند و مدتهای مدید بازداشت بودند چه جوابی دارید بدهید ؟ با این حکم دیگر مهدی هاشمی نباید هراسی برای بازگشت به ایران داشته باشد!!! ای وای خدایا مشتاق زیارتت هستیم دلمان برای دوستانمان تنگ شده دلمان برای آرمیدن در کنار دوستانمان در بهشت زهرا تنگ شده اما خجالت می کشم به آنها چه بگویم و چه بگوییم.

باید بازهم به خدا پناه ببرم و از خدا بخواهم ایمانم را حفظ فرماید تا از دست این بی عدالتی ها ایمانم بر باد نرود .

بسیجی امروز همان بسیجی دیروز است

سالروز تشکیل بسیج مستضعفان مبارک باد

“بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش برگلدسته های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج، میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند. چراکه در این دنیا افتخارم این است”که خود بسیجی ام” امام خمینی (ره)

ششم آذر هرسال سالروز تشکیل ارتشی مردمی از انقلابیون این سرزمین است که نامش را مقتدای انقلاب بسیج مستضعفین قرار داد و فرمود علی (ع) نیز یک بسیجی بود

بسیج یعنی…

بسیج، مدرسه است؛ مدرسهای که معلم و محصل و درسش همگی ایثار است و جهاد و خدمت. بسیج، لشکر است؛ لشکری که فرمانده و فرمانبر و میدان رزمش، همگی گذشت است و فداکاری و اطاعت از خدا و دوری از غیر خدا. بسیج، درخت پاکی است که با خون هزاران بسیجی جان بر کف و شجاع آبیاری و تنومند گشت، رشد یافت و به اوج عشقی خدایی رسید. بسیج و بسیجی، نیروهای رزمنده ای را در نظر می آورد که با شجاعت تمام، هشت سال دفاع از حکومت اسلامی  را به عهده گرفتند و مردانه و بدون خستگی، صحنه هایی را در جنگ آفریدند که قلم هیچ گاه قادر به توصیف آن نیست. مقام معظم رهبری در توصیف بسیج می فرماید: «بسیج، یعنی همین پایگاه های مقاومت و همین نیروهای جوان و پرشور. همین جوانانی که نماز و عبادتشان، پدران و مادران پیر را به شگفتی و تعجب وادار می کند. بسیج یعنی متن مردم، مردمی که می توان امید دفاع از انقلاب را از آنها داشت».

براستی بسیج و بسیجی در این نظام چه نقشی را بازی کرده است  روزی که امام (ره) دستور تشکیل این بسیج  با عدد بیست میلیونی را داد به چه می اندیشید و این بسیجیان چه کسانی بودند که رهبری اینچنین عاشق با افتخار می گفت از خدا می خواهم با بسیجیانم محشورم گرداند و افتخار می کرد که خود یک بسیجی است و بعد از گذشت همه این سالها آیا بسیج هنوز برهمان مدار عشق در حال حرکت است که موجب افتخار نظام ، رهبری معظم انقلاب و مردم شریف ایران باشند ؟

۸ سال دفاع مقدس و ایستادگی همه نیروهای مسلح در مقابل دشمنانی تا بن دندان مسلح و دنیایی ناجوانمرد تنها با حضور یک نیروی مردمی و اعتقادی امکان داشت و بسیج همان نیروی قدرتمندی بود که حضورش در تمام عرصه های نبرد تاثیری شگرف و تمام کننده داشت، مردانی  عاشق و مخلص و بی ریا با کمترین امکانات بزرگنرین حماسه ها را می آفریدند .

بسیج دوران مقدس یعنی همه مردم ایران و این حقیقتی فراموش نشدنی است که بسیجیان خمینی از هر جنسی و از هر قشری و از درون هر پایگاه طبقاتی و اجتماعی بودند در بسیج از دورترین دهات سیستان تا مردان و زنانی از طبقات بالای اجتماعی حضور داشتند یکی همت بود یکی فهمیده یکی چمران بود یکی عثمان فرشته یکی صیاد بود یکی حاج احمد متوسلیان و….. دراین میان چیزی که ارزش داشت مخلص بودن در عشقی بود که مدعی بودند و اخلاصشان را با شهادتشان مهر تایید می زدند .

بیسجیان از مرگ هراسی نداشتند چون شهادت را باور کرده بودند بسیجیان به ناموسشان عشق می ورزیدند و چون ناموس سرزمین ودینشان را درخطر دیده بودند برای حفاظت از دین و سرزمینشان از خود می گذشتند در میان مردمشان به نیکی و فروتنی معروف بودند از سیمایشان عشق را می توانستیم ببینیم  فرقی نمی کرد شاگردموتورساز ، مکانیک ، آرایشگر ، راننده ،دکتر ،مهندس ،دانشجو و روحانی هر چه بودند هر کس بودند ، عاشق بودند و عشق را باور داشتند آنها انقلاب را باور کرده و به حقانیتش ایمان داشتند  و امام را آن پیر جماران را با همه وجود دوست داشتند و او را باور کرده بودند امام می گفت و آنها می دویدند می بوسیدشان و آنها می گریستند قصه امام با بسیجیان قصه عشق و بود معشوق برای همین از هیچ چیزی نمی هراسیدند چون او می گفت ما از شهادت نمی هراسیم و لذت شهادت و مزه  آن را جرعه جرعه  به آنها باورانده بود باید بسیجی باشی تا این را بفهمی .

وقتی در خانه بودند مردم محل احساس امنیت می کردند هرجا مشکلی پیش می آمد بسیجی پیشقدم بود از خود می گذشت تا حقی، ناحق و ظلمی بر کسی روا داشته نشود ،به کسی ظلم نمی کرد و حجب و حیایش زبانزد فامیل بود.

هنوز بوی آن بسیجیها و حضورشان رنگ نباخته انگار بسیج در گستره تاریخ خود را نهادینه کرده است انگار هویت ایرانی با بسیجی  بودن مردمش شناخته می شود نسلی رفت ، نسلی ماند، نسلی که رفت از خود بیادگار ارزشها ،اعتقادات ،مردانگیها و هویت خویش را باقی گذاشت آنقدر درخشان که هنوز که هنوز است مزارهایشان میعادگاه عاشقان است و نسل امروز همان احساسات ،همان غیرت ،همان باورها و همان عشق به ولایت را داراست در استواری قدمهایشان که نگاه می کنی همتها را می بینی در فریادهای مردانه اشان در مقابل خصم فتنه گریها و انحرافات که نگاه می کنی فریاد حاج احمد را می شنوی انگار حاج احمد ،همت ،باکری ،چمران ،کریمی و صدهها هزار شهید ما تبدیل به میلیونها جوان شده اند انگار غیرتشان در وجود نسل بسیجی امروز ریشه دوانده چهره های خندانشان را که می بینی شیطنتهای جوانیشان یاد روزهای دفاع مقدس را برای نسل دیروز بیدار می کند پایگاههای بسیج همچون همان روزها شاداب است شبهای بی قراری آماده باش های شبانه گشتهای نیمه شب و نجوای شبانه که ای مردم بخوابید ما بیداریم تا شما اسوده باشید و راحت بخوابید  .

برای همین است با همه فتنه گریها با همه سیاه نمایها و با همه نفوذ آدمهای مسئله دار در بعضی از مراکز بسیج  و سعی در بدنامی آن ، اما بسیج هنوز در دلهای مردم جا دارد بسیج مثل یک بدن سالم بصورت اتوماتیک سلولهای بیمار را شناسایی و از خود می راند این خصیصه بسیج است و اتفاقا باید تقویت شود چرا که بسیجی ریا ندارد سوز دارد و دود ندارد بسیجی عاشق است بسیجی یعنی مردم  ، قیافه نمی گیرد و تکبر نمی ورزد، کسی را آزار نمی دهد، بسیجی آماده است ،آماده دفاع آماده مبارزه برای انقلابش برای حفظ هر آنچه صدهها سال بسیجیان تاریخ مبارزه کردند تا امروز به امانت در دستانش قرار دهند  برای اینکه دشمن هرگز تصور نکند می تواند سرزمینش را مورد هجوم قرار دهد بسیجی امروز همان بسیجی دیروز است چون اعتقادات شهادت طلبی و استقامت در راه خدا و ولایت پذیری و وامام همان است راه همان است هدف همان است پس بسیجی همان بسیجی است .

خدایا ما را هم به عنوان یک بسیجی قبول فرما .

افزایش قیمت بنزین بی عدالتی است

هوالمحبوب

در خبرها به نقل از دبیر کارگروه اقتصادی آقای فرزین در خصوص تک نرخی شدن قیمت بنزین مطالبی گفته شده است بنده به عنوان یک شهروند این کشور بشدت با این افزایش قیمت مخالفم چرا که دولت همانند دولتهای سازندگی و اصلاحات نگاه اقتصادیش بیشتر به نفع خودش می باشد امروز همین طرح یارانه ها باعث خیلی از مشکلات برای مردم شده است کوچکترین مشکل همین طرح پرداخت یارانه نقدی به هر فرد در خانواده ها ایجاد درگیری و رشد اختلافات خانوادگی می باشد کاش در همین مورد تحقیق می شد تا اینکه  امروز بعد از مذتها ارائه نظرات کارشناسان دولتی در رسانه ها برای زمینه سازی افزایش قیمت بنزین که ما سالهاست به آن دچار هستیم دبیر کارگروه از این مقوله صحبت می کند انگار اینها اصلا کاری به وضعیت اقتصادی مردم ندارند و بنده در سایت بولتن نیوز در قالب نظری این مطلب را نوشتم و البته آنها مردانگی کردند و نظر بنده را تایید کردند و همین جا این نظر را به عنوان یک پست با عنوان افزایش قیمت بنزین بی عدالتی است می آورم .

نظر بنده درسایت بولتن نیوز در خبر بنزین ۱۰۰۰ تومانی درجایگاه‌ها

آقایان طرح تحول اقتصادی این چه استدلال ظالمانه ای است که بیش از بیست سال است از زبان کارشناسان دولتی بیرون می اید؟! یعنی چی که ما باید قیمت بنزین را به سقف قیمت بنزین کشورهای خلیج برسانیم!! به خدا شما در حال ظلم کردن به مردم هستید همین الان با همین قیمت بنزین بسیاری به خاک سیاه نشسته اند قیمت نان را رسما زمانی که می خواستید هدفمندی یارانه ها را اعلام کنید گفتید بیشتر از قیمت آزادپزها نمی شود اما نان آزاد پز بربری ۲۰۰ تومانی امروز ۵۰۰ تومان عرضه می شود لواش آزاد پز ۵۰ تومانی ۱۲۵ تومان عرضه می شود واقعا خودتان را مسخره کرده اید یا شعور اجتماعی مردم را !!!!۱

در زمان دولت اصلاحات همین آقای توکلی و بعضی از همین مسئولین فعلی برای مقابله با خاتمی که بواقع ظلم بزرگی در حق ملت کرد می گفتند قیمت بنزین بسیار بالاست و اعلام می کردند قیمت تمام شده بنزین خیلی پایین تر از این حرفاست و مخالف برنامه ۵ ساله دولت در افزایش بیست درصدی قیمت بنزین بودند و یکی از دلایل مردم در مخالفت با دولت سازندگی و اصلاحات همین مورد بود اما مگر شما الان کدام شاخ غول را شکسته اید و چه افزایش حقوق چشمگیری برای مردم داشته اید که قیمت بنزین را به این قیمت نجومی می خواهید برسانید یعنی با این قیمت فقرا باید بروند بمیرند با این خیابانهای تهران با آن ترافیک دیوانه کننده اش که از عدم توانایی مدیریتی شهرداری و راهنمایی و رانندگی نشات می گیرد

ظاهرا فقط فقرا و کارمندان و محرومین باید ماشینهایشان را پارک کنند و استفاده نکنند و بازهم این مرفهین بی دردی که اصلا برایشان فرق نمی کند بنزین ده هزار تومان هم بشود خودروهای خود را با خون مردم را در کیسه کردن را بیرون می آورند .

امروز عوارض خودرو را بیش از ده برابر کرده اید عوارض مسکن دهها برابر کرده اید واقعا چه می کنید این یعنی عدالت اجتماعی این یعنی رشد رفاه مردم !

آقایان و خانمهای کارشناس که بواقع دور از واقعیت مردم نظر کارشناسی به نفع فقط جیب دولت می هی دست بردارید از این نظرات کارشناسی مردم آزار !! بگذارید کمی مردم نفس بکشند

به خدا شما نمی فهمید من در هر محکمه ای حاضرم حاضر شوم و بگویم شما بقدر ذره ای به فکر امنیت و رفاه این مردم نیستید با اینکارتان نشان دادید هیچ فرقی از لحاظ اقتصادی با دولت زمان سازندگی که با طرح خودگردانی خون مردم را در شیشه کرده بود ندارید

سوال قاطبه مردم از دولتمردان:

این سوال در میان مردم و در ذهن عامه مردم از زمان دولت سازندگی نقل هر محفلی است آقایانی که مرتب  وضعیت قیمتهای داخل کشور را با ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس مقایسه می کنید آیا شما سطح رفاه و درآمد مردم را بقدر همین کشورهای حاشیه بالا آورده اید که آنها را به رخ مردم می کشید !

به یاد شهید حسن مقدم

هوالمحبوب

یکی از افتخارات من در دورانی که به عنوان سربازی در انقلاب در سپاه خدمت می کردم آشنایی با مردانی بود که دیدنشان برایم همواره افتخار بود و امروز دیدنشان در بهشت زهرا(س) طراوت و پاکی آن روزهای قدیم را به خاطرم می آورد .

هرگز یادم نمی رود  اواخر سال ۶۵ بود که در طرح و عملیات سپاه خدمت می کردم و بنابر مسئولیتی که داشتم با اکثریت مسئولین معاونت ارتباط داشتم شاید بعد از سالهایی که در کردستان در کنار حاج احمد و عباس کریمی و دوستان دیگرم همچون رضا چراغی و رضا دستواره و دیگران خدمت می کردم و همواره آن روزها را دوران درخشان زندگیم می دیدم در برهه ای دیگر خدمت کردن در کنار مردانی از جنس حاج احمد بود که هرگز از خاطرم نرفته است و از آن زمان هرگز سیمای زیبای شهید شفیع زاده با آن لهجه زیبای آذریش از یادم نمی رود شهید آزادی شهید جنگروی و بسیاری از عزیزانی که هر وقت بعد از عملیاتهای مختلف به تهران می آمدند من افتخار دیدارشان را داشتم و در این میان بودن در کنار  شهید سرلشگر پاسدار و یا بقول آن روزهای قدیم حسن مقدم افتخاری دیگر بود همان روزها بود که با دکتر حسن عباسی را که هنوز جوانی ۱۸ ، ۱۹ ساله بود و از نیروهای حسن مقدم بود آشنا شدم اما خود حسن مقدم از همان زمان یک اسطوره بود دیدنش برایم از همان زمان افتخار بود باور کنید هر وقت تهران می آمد یک پارچه شور و نشاط انقلابی گری را برایمان به ارمغان می آورد آن زمان حسن مقدم فرماندهی گروه هفتم حدید که در واقع یگان موشکی سپاه بود را برعهده داشت .

حسن مقدم بچه جنوب تهران بود که بعدها فهمیدم بچه محله عباسی تهران است شاید از آن زمان که تقریبا در یک معاونت با ایشان همکار بودم بیش از ۲۵ سال می گذرد اما هرگز چهره و نگاه نافذ او را فراموش نکردم هر وقت دوستان قدیم را که در معاونت همکار بودیم می دیدم جویای حالش می شدم اما انگار هنوز مثل آن روزها مثل برق می آید و مثل برق می رود برایم یادکردنش مثل یاد کردن نبرد مقدسی بود که او فرمانده اش بود .

وقتی انفجار در پادگانی از سپاه بوقع پیوست خواهر عزیزم خانم موسوی با من تماس گرفت من تا زمانی که ایشان موضوع انفجار را گفت از موضوع انفجار خبر نداشتم اولش شوکه شده بودم ایشان از من اطلاعاتی می خواست و من سریع با دوستانم تماس گرفتم و خبر انفجار تایید شد نگرانی عجیبی همه وجودم را فرا گرفته بود اما چه می توانستم بکنم فردای انفجار صبح برای دیدن یکی از دوستان به وزارت دفاع رفتم در آنجا اطلاعاتی را که در خصوص انفجار و فضاسازیهایی که شبکه های معاند نظام در این خصوص پخش می کردند را با دوستان از جمله یکی از سرداران بزرگواری که زمانی در کردستان در خدمتش بودم عرض می کردم ناگهان اس ام اسی برای سردار رسید  سردار با تاثری بسیار رو به من کرد و گفت خبر دادند حسن مقدم توی انفجار شهید شده است شوکه شده بودم گفتم حسن مقدم موشکی و ایشان تایید کرد خدا خدا می کردم خبر درست نباشد تا اینکه شب دوستان گفتند خبر تایید شده است

سالهای زیادیست که راه رفتن در بهشت زهرا در میان قبور شهدا و سر زدن به مزار دوستان عزیزم همچون رضا چراغی و عباس کریمی و رضا دستواره محمد متوسلیان و صادق سرابی  نوبخت و داودعجب گل و غلامرضا مهدی سلطانی و و……. برایم یک عبادت شده است هروقت سختیها  و دردهای روزگار امانم را می برد تنها جایی که تسکینم می دهد فرار از شهر و پناه بردن به دوستانی است که از آن زمانها زنده ترند قطعه ۲۴ اولین جایی است که به دیدار شهدا می روم و این روزها در این قطعه که قطعه ای از بهشت خداست ولوله ای برپاست .

جمعه رفتم بهشت زهرا تنها بودم ماشینم را که پارک کردم روبروی قطعه ۲۴  و پیاده شدم بغضم ترکید انگار هاله های نور از قطعه ۲۴ خورشید را خجل کرده بود پرچمهای سرمزارها موج داشتند نگاه شهیدان انگار پر از تبسم بود انگار یک مهمانی بزرگ اینجا برقرار است پیش خودم گفتم امروز مرا چه می شود چرا این قطعه اینجوریست چرا شهیدان اینقدر شادند چرا اشگ امانم را بریده این چه حالیست به سمت مزار شهید محمد بروجردی و عباس کریمی و رضا چراغی حرکت کردم مردانی از جنس عشق وقتی رسیدم نگاهم ناخوداگاه به پشت قبر شهید بروجردی در سمت راست افتاد قبری تازه مزاری با عکس کسی که همیشه عاق دیدنش بودم به وجودش افتخار می کردم شاید او هرگز مرا به یاد هم نمی آورد اما او همیشه در ذهن من بود او برایم یادآور مردانی از جنس حاج احمد بود  پاهایم سست شده بود .

بی خود نبود شهدا اینقدر شاد بودند بی خود نبود که  ناصر کاطی می خندید اینجا جشن است ….و ما مانده ودر جا زده و اسیر در عوالمی که پایمان را سخت به زمین میخکوب کرده ، نشئه سروری که در قطعه ۲۴ بود مرا مست کرده بود خوشا به سعادتش حسن مقدم آسمانی شد حیف بود حسن مقدم در بستر و مرگ طبیعی بمیرد هر چند شهادتش ضربه ای سنگین به سپاه زد اما رفتنش نشان داد شهادت ثمره استقامت در راه خداست و وعده خدا برای مردان الهی چنین است ، شهادت ارمغات خداست.

یاد و خاطره و راهش همواره زنده باد

یک فیلم آزار دهنده (سقوط آزاد)

هوالمحبوب

با سلام

روز ۹۰/۰۷/۱۴ پنج شنبه ، بعد از مدتها فرصت کردم تا توی خونه تنهایی یک فیلم را  از سیما ببینم و متاسفانه شبکه یک سیما یک فیلم پلیسی و اکشن به نام سقوط آزاد با کارگردانی آقای امینی  و بازیگری حامد بهداد و پوریا پرسرخ و کار مشترک معاونت اجتمامی نیروی انتظامی و صداو سیما را پخش می کرد بعضی وقتها از اینکه مجبور به دیدن فیلمهایی اینچنین سطح پایین و در عین حال پر از ادعا هستم از خودم بدم می آید می خواستم کانال را عوض کنم اما کنجکاویم برای دیدن ادامه فیلم با بازیگری حامد بهداد که خیلی ادعای هنرمندی می کند برانگیخته شد و دلم نمی خواست راجبش مطلبی بنویسم اما به نظرم رسید به عنوان یک بیننده سیما بهتر است نظرم را در قالب یک پست بنویسم شاید البته شاید یک نفر از مسئولین سیما و یا بازیگران و یا کارگردان این فیلم یا دیگر عوامل این فیلم این پست را بخوانند و برای ساخت فیلم سعی کنند یک کمی هنر در ساخت یک فیلم پلیسی بکار ببرند و یا حداقل از بازیگرانی استفاده کنند که بجای راه رفتن بر اعصاب بیننده کمی بیننده را متقاعد کند که بله من دارم فیلمی ایرانی و قابل دیدن می بینم. باور بفرمایید شاید یکی از علل اینکه مردم بجای دیدن سیمای جمهوری اسلامی سراغ کانالهای ماهواره ای می روند پخش همین فیلمهای بی محتوای پر از اشکال می باشد .

سقوط آزاد یک فیلم زجرآور

سراسر فیلم انباشته از اشتباهات پلیسی و دیالوگهای مختلف که واقعا دیدن فیلم را زجرآور کرده بود خود من فقط برای اینکه شاید یک نکته مثبت توی این فیلم ببینم تا آخر فیلم نشستم البته ظاهرا فیلم در هفته اتی هم پخش خواهد شد و انشاالله شاید در هفته های آینده بهتر شود که چشمم اب نمی خورد .

به عنوان مثال روش حرف زدن و نوع مدیریت پلیسی حامد بهداد تهوع آور بود و من تعجبم از نیروی انتظامی و ناظر این نیرو در ساخت فیلم است انگار فردی که به عنوان مشاور انتظامی این فیلم وجود داشته از اولین و بدهی ترین رفتار پلیس بی اطلاع است حضور پلیس زن واقعا غیر واقعی و تنها برای عنوان کردن اینکه از پلیس زن هم استفاده می شود در این فیلم کار شده است رفتار حامد بهداد به عنوان افسر پرونده یک نوع خاص و جدید و البته بسیار غیرواقعی وعذاب دهنده بود البته تقریبا همه فیلمهایی که این فرد بازی می کند به همین شکل است و در خصوص این فیلم شاید برای من که از نزدیک نیروی انتظامی را می شناسم ملموس تر بود اما در کل به نظرم سیما  باید از فیلمهایی استفاده کند که در عین اینکه از یک داستان خوب پیروی می کند لوکیشنها و دیالوگها و بازی بازیگران خوبی داشته باشد . این فیلم بجای سرگرم کردن بیشتر عذاب آور بود .

آیا اینها هنرمندان ایران اسلامی هستند؟

هوالمحبوب

برگرفته از وبلاگ حاج حمید

اینها هنرمندانی هستند که برخلاف باورها و اعتقادات دینی و اعتقادی و هنجارهای رایج در کشور در محافل رسمی و غیر رسمی حضور پیدا می کنند غافل از اینکه اینها با استفاده از امکانات و فضایی که کشور و مردم در اختیارشان گذاشته اند به چنین جایگاهی رسیده اند و ادب و عقلانیت حکم می کند هنرمند سعی کند بر اساس باورها و اعتقادات عرفی ، شرعی و قانونی مردمی که به او ارج گذاشته و او را مورد تکریم قرار داده عمل کند.

اما متاسفانه بعضی از هنرمندان ما به هیچ وجه عمق جایگاه خود را در میان مردم نمیدانند متاسفانه بعضی از آنها باعث گسترش بدحجابی و مسائل دیگر می شوند که میتواند اثرات بسیار زیانباری برای جامعه ایرانی داشته باشد و چه بسا در گناه جوانانی که آنها را مورد الگو قرار داده اند شریک و غیر از اینکه بخاطر اعمال خودشان مورد عقوبت قرار می گیرند شریک گناه آنها نیز خواهند بود.

داستان بد پوششی در سینمای ایران را گویی پایانی نیست.
باز هم بد حجابی در یک جشن مبتذل در سینمای از هم فروپاشیده ایران!

برای دیدن عکسها در اندازه واقعی ، روی عکس کلیک کنید








ضرورت مقابله با تهاجم سایبری دشمن

دیدگاه‌ها خاموش

آرش کماندار

بسم الله الرحمن الرحیم

یا هادی اهدنا الصراط المستقیم و خلصنا من هوی نفسی

این روزها در اخبار مطالبی را می خوانیم که دل هر انسان با انصافی را به درد می آورد و خون دل می خورد از این همه بی انصافی که در حق زحمتکشان و دلسوزان نظام ولایی روا می شود .

چند روز پیش در خبرها خواندیم که جناب آقای رئیس جمهور در جمع رایزنان فرهنگی ایران اظهار داشته اند که : من به جنگ فرهنگی اعتقادی ندارم و …. و نباید به فرهنگ رنگ و بوی نظامی داد .

من با خواندن این جملات برای دقایقی در بهت فرو رفتم و انگشت حیرت به دندان گرفتم و با خود فکر کردم که آیا این سخنان را قبلا هم در جایی شنیده ام یا ؟؟؟ خوب که فکر کردم دیدم مشابه این کلمات را رئیس جمهور سابق ایران به نوعی بر زبان می راند مانند این جمله که : در مقابل من شعار از مرگ ندهید و شعار زندگی بدهید و … و این تئوری توطئه که می گویند توهم است و توطئه ای در کار نیست و …

این جملات را خوب که بشنویم و مقایسه کنیم می بینیم که در پایان به یک جا ختم خواهند شد و آن هم قطعا صراط مستقیم و ولایت نیست چرا که مقام عظمای ولایت (حفظه الله ) سالها ست که در خصوص هجمه فرهنگی دشمنان به نظام اسلامی به مسئولین و مردم تذکر و هشدار می دهند و از این هجمه به عنوان شبیخون فرهنگی نام می برند و مدتی است این عملیات دشمن را به جنگ نرم تشبیه فرموده و همگان را به مقابله با این حرکت دشمنان قسم خورده انقلاب فرا می خوانند ، جنگی که هدف نهایی آن سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی است که با نفس قدسیه حضرت روح الله (ره ) و خون هزاران شهید و جانباز به ثمر نشست و با خون دهها هزار شهید و جانباز و خون دل آزادگان سرفراز آبیاری شد تا از نهالی نوپا به درختی تنومند تبدیل گشت و حالا که وقت به ثمر نشستن و بار دادن این درخت است عده ای میراث خوار گرد آن جمع شده اند و هر یک این انقلاب را به سلیقه خود تفسیر می نمایند و غافلند از این که این انقلاب را رهبری است فرزانه که ایشانند که می توانند انقلاب را در همه ابعاد تحلیل و تفسیر نمایند و حافظان این انقلاب نیز گوش بفرمان این رهبر شایسته و خدایی هستند و لاغیر ، اما نکاتی که باید در زمینه اظهارات آقای رئیس جم

هور یاد آور شویم عبارتند از :

۱ – جناب اقای رئیس جمهور هر جنگی سلاح و اسباب خود را می طلبد و مردان کارآزموده ای باید باشند که این سلاحها را بکار بندند ، در جنگ نظامی توپ و تانک و … مورد نیاز است و افسران کار آزموده ای که  حیله های دشمن را بشناسند و در مواقع لزوم با این حیله ها مقابله نمایند ، در جنگ فرهنگی که دشمنان بر ما تحمیل نموده اند نیز بایستی افسرانی باشند کارآزموده در فضای فرهنگی که بتوانند با ترفندهای دشمنان مقابله نمایند ، آیا وزارتخانه های عریض و طویل دولتهای هشتم ، نهم و دهم تا بحال توانسته اند در مقابل این شبیخونهای فرهنگی که اعتقادات فرزندان این آب و خاک را نشانه رفته اند حرکتی بنمایند و یا آنکه منفعلانه تنها نظاره گر این هجوم هستند و لا غیر؟؟؟ حال که دلسوزان و فرزندان این امت در جهت مقابله با این تهاجم مردانه قد علم کرده اند و از فرهنگ و اعتقادات این مردم دفاع می نمایند شما به چه چیزی انتقاد می فرمائید ؟؟؟

۲ – اگر منظور شما از رنگ و بوی نظامی دادن در محیط فرهنگی تشکیل ارتش سایبری است که باید بیشتر تعجب کرد !!! خود شما می دانید که برای مقابله با یک هجمه و جنگ حساب شده  در هرمحیطی بخصوص فضای سایبری اگر قرار است موفق باشیم که بحمدالله تا حال تا حدودی خدمتگزاران این عرصه موفق بوده اند بایستی نظم و انسجامی وجود داشته باشد که بتوان  با حمله دشمنان مقابله نمود و سئوال این است که در عنوان ارتش سایبری چه کلمه نظامی نهفته است که شما به آن انتقاد دارید و اساسا مگر ارتش سایبری یک ارتش کلاسیک است که از آن بوی نظامی گری استشمام شود ؟؟؟؟

۳ – اقای رئیس جمهور فرزندان متهعد این اب و خاک با احساس مسئولیت دینی که دارند و در پیروی از منویات مقام عظمای ولایت هر یک به عنوان سربازی بی جیره و مواجب به مقابله با تهاجمات فرهنگی و سایبری دشمنان کمر همت بسته اند و تا شکست کامل و پشیمانی بدخواهان این انقلاب در این را به پیش خواهند رفت چه خوش آیند شما و دوستانتان باشد یا نباشد .

۴ – همگان می دانند که ارتش سایبری تا حال در دفاع از ارزشهای انقلاب اقداماتی را در مقابله با جریانهای فاسد و ضد انقلاب انجام داده و در آینده با سایتهای منحرف از ارزشهای اعتقادی وانقلابی نیز اقدامات مشابهی را انجام خواهد داد ، شاید اطرافیان آقای رئیس جمهور از این حیث احساس خطر کرده و رئیس جمهوری را به این واکنش واداشته باشند که در مقابل زحمتکشان و مدافعان انقلاب چنین اظهاراتی را عنوان کرده باشند ، امیدواریم که ایشان بار دیگر به این موضوع و سخنان فکر کنند و واکنشی مناسب تر را اتخاذ بفرمایند .

۵ – آقای رئیس جمهور تشکیل وزارت ارشاد اسلامی با آن عرض و طول و بودجه چند میلیاردی به منظور اعطاء تسهیلات و .. .در جهت ساخت تعدادی فیلم سخیف و نمایش آن در سینماها و یا دعوت از گروههای نمایشی خارجی در دهه فجر و … نیست ، والله قسم آن دنیا باید در مورد هر یک ریال هزینه این ریخت و پاشها در مقابل شهداء پاسخگو باشید ، وظیفه وزارت ارشاد پاک نگه داشتن محیطهای فرهنگی از تهاجمات بیگانه است اعم از محیطهای اجتماعی ، فضای مجازی و … حال که تعدادی از سربازان گمنام درجبهه فرهنگی بدون هیچ چشم داشتی در فضای مجازی تهاجمات دشمنان را پاسخ می دهند این شرط انصاف نیست که در مورد آنان این گونه قضاوت شود .

در پایان به جناب آقای رئیس جمهور بعنوان کوچکترین سرباز نظام عرض میکنم که : ما شما را دوست داریم و خدمت شما ارادت داریم ، مادامی که بدانیم شما در خط ولایت حرکت می فرمائید حامی شما خواهیم بود پس کمی در اطراف خود دقت کنید و افرادی را که با خط ولایت همخوانی ندارند از خود دور بفرمائید و بدانید که خیر دنیا و آخرت شما در پیروی بی قید و شرط از مقام عظمای ولایت است و لاغیر و مادامی که عملا پیرو ولایت باشید پشتیبانی این امت را دارا هستید و امدواریم که همواره چنین باشد .

بارالها در این دنیا ما را جهاد در راه خودت تحت زعامت حضرت سید علی (حفظه الله ) و شهادت در راه ولایت و در آن دنیا ازشفاعت همرزما ن شهیدمان و همنشینی با حضرت روح الله (ره) و دوستان به او پیوسته محروم نفرما

انتقاد سؤال برانگیز رئیس جمهور از تشکیل ارتش سایبری

نقدی علمی بر سخنان اخیر آقای رییس جمهور؛

بولتن : متاسفانه از شنیدن این خبر واقعا متاثر شدیم در حالیکه دشمنان قسم خورده نظام سالهاست در فضای سایبر جنگ علنی خود را با ایجاد هزاران سایت مستهجن و ضددینی و ضد امنیتی و ضد فرهنگی با انقلاب اسلامی آغاز و در این مدت ضرباتی را به فرهنگ و ارزشهای اخلاقی و اعتقادی و حتی امنیتی به کشور وارد کرده اند و  در همین رابطه مبارزه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فضای سایبر با دستگیری ۵۰ نفر از مدیران اصلی سایتهای مستهجن در اسفند ۸۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی بر علیه دشمن در فضای سایبر بود و گزارشات متعدد به هئیت دولت و مجلس و قوه قضاییه در این خصوص موجب شگفتی و تحسین آنها از توان فنی و عملیاتی سربازان واقعی در فضای سایبر شده بود این انتقاد متاسفانه موجب جری شدن دشمنان نظام در فضای سایبر خواهد گردید هر چند همه نیروهای انقلابی که در فضای سایبر بر علیه جنگ نرم دشمن فعالیت می کنند با اعتقاد راسخ به مبارزه ای که برگرفته از تحلیلهای دقیق رهبری معظم انقلاب است به مبارزه خود دامه خواهند داد.

در همین حال، سایت عماریون نیز نوشت: دکتر احمدی نژاد بار دیگر در سخنانی حکیمانه!! تعجب اهالی دین و فرهنگ را برانگیختند!
وی در سخنان خود در جمع رایزنان فرهنگی با اشاره به تشکیل ارتش سایبری در کشور گفت: نباید به فرهنگ رنگ و بوی نظامی داد…
حال چند پرسش بی جواب از ایشان داریم و همگان را به قضاوت در این خصوص دعوت می نماییم.
۱- آیا واقعاً رییس جمهور ما هدف از تشکیل ارتش سایبری را نمی دانند؟! و از اهداف متعالی آن خبر ندارند؟!
۲- آیا ایشان صرفاً با کلمه “ارتش” در عبارت “ارتش سایبری” مشکل دارند یا چیز دیگر؟!
۳- آیا ایشان از دغدغه حضرت امام خامنه ای در این خصوص خبر دارند یا خیر؟!
۴- آیا مقام معظم رهبری (مدظله العالی) بارها از تعابیر “تهاجم فرهنگی” ، شبیخون فرهنگی” ، “جنگ نرم” ، “مبارزه نرم” ، “افسران جنگ نرم” استفاده نفرموده اند؟! و راهکارهای مقابله با جنگ نرم را ارائه نداده اند؟!
[دیدار با دانشگاهیان- ۸/۶/۸۸]
۵- پس چرا جنابعالی بر تشکیل چنین ارتش مهمی آنهم در دیدار با رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی که باید طلایه دار و نماینده فرهنگی این نظام مقدس و در خط مقدم این جبهه باشند، چنین سخنان شاذی ایراد می فرمایید؟! و آن را از مسیر حق خود منحرف می نمایید؟!
۶- راستی چه شده که در همین دیدار می گویید “بنده به موضوع جنگ فرهنگی اعتقاد ندارم” ؟!
۷- آیا این انفعالها و عقب نشینی ها و … از نتایج تأثیر همنشینی و معاشرت و … با آن چهره معلوم الحال و مشاءالضال نیست؟! و حقیقتاً فَأینَ تَذهَبون ؟! …
در پایان توجه همه عزیزان را به چند جمله از فرمایشات راهگشای مقام عظمای ولایت فقیه حضرت امام خامنه ای جلب می نماییم و شما را به آدرس های ذیل رهنمون می شویم.

*****

* ما با جنگ نرم، با مبارزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نرم از سوى دشمن مواجهیم…
* حالا شما جوانانى که گفتیم، افسران جوان مقابله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى با جنگ نرم هستید…
* در این جنگ نرم، شما جوانهاى دانشجو، افسران جوان این جبهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌اید…
* جوان دانشجوى ما، افسر جوان است، شما که استاد او هستید، رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بالاترِ افسر جوانید؛ شما فرمانده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى هستید که باید مسائل کلان را ببینید؛ دشمن را درست شناسائى بکنید؛ هدفهاى دشمن را کشف بکنید؛ احیاناً به قرارگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى دشمن، آنچنانى که خود او نداند، سر بکشید و بر اساس او، طراحى کلان بکنید و در این طراحى کلان، حرکت کنید. در رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى مختلف، فرماندهانِ بالا این نقشها را ایفا میکنند.

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7959

http://www.jang-narm.com/

http://www.gerdab.ir/

http://afsaranejang.blogfa.com/

http://serajhonari.mihanblog.com/

http://rajanews.com/detail.asp?id=36901

http://www.alehasan.blogfa.com