مذدوران را شناسایی کنید.

هوالمحبوب

برگرفته از وبلاگ گروهی فصل انتظار در خصوص حوادث روز قدس و حمله مذدوران سید محمد دستغیب که او نیز همچون کروبی مفسد عشق به قدرت باعث شده وقاحت را از حد گذرانده و بر علیه مسئولان نظام اراجیف بگوید.

برای نقابی که بر چهره خود فروخته ات زدهی چقدر مزدوری کردی؟؟؟ چقدر باید نادان باشی و از سخنان مسخ کنند فردی خدا فراموش کرده بخواهی برای امرار معاش ات لقمه ای بر گیری؟ به کجا می روی با تو هستم که با فریب ادمی که خود را جز خبرگان رهبری میداند ولی هیچ احترامی برای رهبری قائل نیست  خورده ای. برای تو تاسف میخورم که خود را پلکانی قرار دادی برای بالا رفتن کسی که برای خود گریه ها کرد که چرا مرا به رهبری قبول نکردند. برای او که شاگردانش امثال رضا علوی تبار (سمین) و رمضان زاده می باشند که هریک در سنگر فتنه در ایران و در شبکه تلوزیونی امریکا اکنون مشغول به خود فروشی و میهن فروشی هستند .


برادران و خواهران گرامی خواهشمندم این افراد را شناسایی کرده و اطلاعات خود را با ارگانهای مربوطه رمیان گذارند و یا در همین جا گزارش خود را منعکس نمایند . باشد این افراد به سزای اعمال خود برسند

 

یکی از نظرات ارائه شده در فصل انتظار در خصوص این متن:

طرفداران علی محمد! خواهش می کنم قدری به آن چه می گویم فکر کنید شما از او چه می دانید؟ آیا فراموش کرده اید که تنها دلیل شهرت این شخص در کشور انتساب وی به شهید محراب دستغیب است؟ شما صحبت های فرزند شجاع آن شهید مبارز یعنی آقای سید بهاء الدین دسغیب را رها کرده و دل در گروی محبت این مردک که به خاطر این که شهید دستغیب دایی اش بوده همواره در حال سو استفاده از این نام خانوادگی است گذاشته اید؟ آیا فراموش کرده اید که وی برادری به نام سید علی اصغر دارد که نماینده اول استان فارس در خبرگان رهبری است و همواره از او برائت جسته است؟ من نمی دانم چرا صدا وسیمای مرکز برای یک بار هم که شده برائت ایشان را از او پخش نمی کند؟ همچنین نمی دانید که برادر شهید بزرگوار یعنی حضرت آیت الله سید محمد مهدی دستغیب تولیت آستان مقدس شاهچراغ حرم سوم اهل بیت به کرات حمایت بی چون و چرای خویش را از رهبری بزرگوار اعلام داشته است؟

به عنوان یک دستغیبی در همین جا اعلام می کنم که بر خلاف آن چه در ظاهر به نظر می رسد طیف گسترده ای از خاندان دستغیب به رغم بی حرمتی هایی که در طول این سی سال بر آن ها رفته است با کمال افتخار حمایت خود را از مقام معظم رهبری اعلام و علی رغم انتقادات جدی که در خصوص روند اجرای امور به خصوص در سطح استان فارس دارد به حمایت خود از نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع می کند.

یک جمله را هم خطاب به سید علی محمد می گویم:

استاد سید محمد هاشم دستغیب در کتاب یادواره شهید محراب آیت الله دستغیب در خصوص رابطه ایشان با بنی صدر می نویسد: “ایشان مرتبا با بنی صدر صحبت می کرد و می گفت ما به تو رای دادیم چون تو را مقید و ملتزم به ولایت فقیه می دانستیم و اگر به یقین برسیم که به اصل ولایت فقیه اعتقاد نداری حمایت خود را از تو قطع خواهیم کرد” تو نیز بدان و آکاه باش که عده ای از مردم شیراز بدین علت به تو در انتخابات خبرگان رای دادند که تو را طرفدار نظام می دانستند و با توجه به مسایلی که از تو شنیده بودند [ در شیراز چنان جوی به سود او وجود داشت که حتی امثال من نیز تقریبا یقین داشتیم که او اهل کرامت و  معجزه است و حداقل چشم برزخی دارد!] احتمال این را هم نمی دادند که کار بدان جا پیش رود که در صف دشمنان تابلو دار اسلام از قبیل آمریکا و اسراییل و انگلیس قرار بگیری! بدان و آگاه باش که آن چه در سطح استان فارس در جریان است غیر آن چیزی که است که تبلیغات تو و امثال تو نشان می دهد می توانم چندین دلیل برایت اقامه کنم که تو و اطرافیانت در اقلیتید اما چه می شود کرد که شما اگر دلیل و انصاف بودید این چنین در مقابل نایب امام زمان شمشیر نمی کشیدید!

دیگر فرصت نوشتن ندارم اما درخواستم از کلیه دست اندرکاران رسانه و به خصوص وبلاگ نویسان ارزشی آن است که خاندان شریف و اصیل دستغیب را که حداقل ۸۰۰ سال سابقه سکونت در شیراز دارند و تا زید بن علی بن الحسین (ع) نسل اندر نسل از مجاهدین و علمای دین بوده اند در علی محمد و طرفداران او خلاصه نکنند و بدانند که خاصیت جلبک های سبز و از جمله این شخص آن است که هر چه بیشتر به آن ها پرداخته شود فرصت مظلوم نمایی برایشان بیشتر فراهم می شود!

لینکهای مرتبط:

حمله سازماندهی شده طرفداران علی‌محمد دستغیب به راهپیمایان شیراز + گزارش تصویری

تصاویر جدید از حمله طرفداران علی‌محمد دستغیب به راهپیمایان شیراز

اثبات سازماندهی چماقداران برای حمله با انتشار متن کامل سخنان دستغیب

 

عدالت در مسلخ قوه قضاییه

هوالمحبوب

دیروز روز قدس توی راهپیمایی با دوستان از جفایی که از طرق قوه قضاییه در حق مردم می شود صحبت می کردیم همونجا تصمیم گرفتم حتما این مطلب رو بار دیگر توی وبسایتم بزنم .

آقای لاریجانی به مولایمان علی (ع)  اقتدا کن و عدالت را در حق همه یکسان اجرا کن

سالهاست فریاد حق طلبانه مردم این سرزمین بلند است که می بایست با آقازاده هایی که با استفاده از نام و عنوان پدرانشان به لفت و لیسی رسیده اند و با انباشتن بر ثروتهای خویش به مردم به چشم رعیت نگاه می کنند برخورد شود آنقدر در طول این سالها با اینها برخورد نشد که در فتنه ۸۸ لیدرهای این فتنه از همین آقازاده ها شکل گرفت در این میان بسیاری دستگیر شدند اما هیچ سازمان امنیتی و اطلاعاتی جرعت نکرد اشاره ای هم به لیدرهای اصلی این فتنه بزرگ بکند از کروبی فاسد و منحرف این شیخ نادان بی سواد گرفته تا موسوی که جنون قدرت او را واداشت به همه ارزشها و اصول پشت پا بزند و تا فرزندان منحرف و قدرت طلب آقای هاشمی رفسنجانی که هر کدامشان هر کاری دلشان خواست کردند و راحت هر جا می خواهند می روند و هیچ کس هم به آنها نمی گوید خرت به چند منه .

براستی این عدالت است ! آیا قوه قضاییه فکر نمی کند با این بی عدالتی در برخورد با منحرفین و فتنه گران هم خودیها را از عدالت طلبی نظام مایوس می کند و هم کسانی که  گول خورده  همین سران فتنه هستند در دلهایشان  نفرت و کینه از نظام را نهادیه می شود و دیگر امیدی به بازگشت خیلی از این گول خورده ها به دامن اسلام و نظام نخواهد بود ؟ چر ا اینهمه بی عدالتی تا به کی باید بنشینیم و عدم برخورد قضایی با این افراد را نظاره گر باشیم ؟ آیا حضور و رهبری فائزه هاشمی در اغتشاشات ۸۸ مستند نیست و قوه قضاییه اطلاعی از این مستندات ندارد ؟ ایا حضور نوه ها و اقازاده های دیگر اقای هاشمی همچون مهدی که اینک با ثروت این ملت در انگلیس به ریش همه مردم می خندد در اغتشاشات مستند نیست و قوه قضاییه خبر ندارد ؟ حضور فرزند کروبی و خیلی های دیگر آیا مستند نیست ؟

واقعا می خواهیم بدانیم ما سرکاریم ؟

 اگر قوه قضاییه در سالهای گذشته با پدیده زشت اقازاده گی و ثروتهای بناحق انباشته شده آنها برخورد می کرد اگر قوه قضاییه با انحرافات اخلاقی و اقتصادی امثال کروبی و هادی غفاری و …. برخورد می کرد آیا امروز شاهد گردن کلفتی و عربده زدنهای کروبی و هادی غفاری بودیم؟  به والله قسم اگر قوه قضاییه در همان زمان اقای یزدی که امروز اینچنین مدعی هست با اینها برخورد می کرد امروز شاهد فتنه گریهای این آدمهای فاسد نبودیم که بجای بدهکار بودن به ملت خود را طلبکار همه چیز  هم می دانند .

در سالهایی نه چندان دور آقا زاده ای از آستان قدس رضوی طبل رسواییش از بام بر زمین افتاد اما قدرت پدر باعث شد هیچ اتفاقی برای او نیافتد حتی آن پدر که امروز هم در اوج قدرت است پیغام بدهد به هیچکس مربوط نیست فرزند من چکار می کند یعنی همه باید خفه شوند و هیچ کس هم با وی برخورد نکرد .

من فقط می خواهم بگویم تا کی باید با اینها مماشات کرد تا کی باید مصلحت اندیشید آنقدر باید مصلحت اندیشی کرد تا اینها که امروز مار شده اند تبیدل به افعی و یا اژدهای هفت سر شوند .

ناگفته هایی از فرج الله سلحشور کارگردان فیلم حضرت یوسف پیامبر

هوالمحبوب

با سلام

در مصاحبه  جناب سلحشور که بنده همیشه بازیهایش را چه در توبه نصوح و دیگر بازیهایش می ستایم نکاتی وجود دارد که بسیار شنیدنی و فهمیدنی است  زوایای ناپیدای بسیاری از منحرفین از انقلاب دراین مصاحبه روشن می شود امثال سلحشور گنجینه ای از اطلاعات ذی قیمت از تاریخ انقلاب و افراد هستند امثال سلحشور هستند که می توانند چهره واقعی منحرفینی چون مخملباف و بهزاد نبوی و نوری زاد و منحرفینی چون زم را به مردم بشناسانند و باید با گسترش این اطلاعات چهره واقعی دشمنان نظام و بریده های این نظام و ریشه این بریده شدن را به مردم گفت تا مردم با بصیرت همه را بشناسند.

گفتگوی فرج الله سلحشور با وطن امروز  

 

چرا نوری‌زادی که نمودهای انقلابی و دینی او در دهه ۷۰ خیلی بیشتر از مخملباف بود در حوادث سال گذشته موضع‌گیری تندی نسبت به نظام داشت؟

اعتقادی که ما بچه‌مسجدی‌ها و مذهبی‌ها نسبت به ولایت فقیه داریم، گروهکی‌ها ندارند. هر کاری هم کنند، نمی‌توانند صاحب چنین اعتقادی شوند که ولی‌فقیه را جانشین آقا امام زمان(عج) بدانند و اطاعت از او را اطاعت از امام زمان بدانند. اشکال آقای نوری‌زاد هم اینجاست. لذا خود را آزاد می‌داند همان‌طوری که از نماینده مجلس، از فرمانده فلان‌جا و فلان رئیس و … می‌تواند انتقاد کند و هر چه از دهانش درآمد بگوید، فکر می‌کند به رهبری نیز می تواند توهین کند و هرچه می‌خواهد بگوید. نوری‌زاد جایگاهی را که اسلام برای ولی‌فقیه تعریف می‌کند قبول ندارد. تا زمانی که ولی‌فقیه را همراه و همفکر با خودش می‌بیند او را تایید می‌کند و هر زمانی که ببیند داشته‌ها و یافته‌های گذشته‌اش با این نوع سیاستگذاری ولی‌فقیه نمی‌خواند با او مخالفت می‌کند. نوری‌زاد یک جنبشی است، از اول انقلاب برای دکتر پیمان تبلیغ می‌کرد. الان هم مثل همه گروهکی‌ها نه غلتیدن به دامان استکبار و اسرائیل را عیب می‌داند نه خیانت به ایران و انقلاب را ننگ و عار می‌داند تا زمانی که بودجه‌های ۳ میلیاردی برای کارهای ضعیف او در اختیارش می‌گذاشتند موافق بود، از زمانی که کسی او را تحویل نگرفت مخالف شد. تفکر یک جنبشی ممکن است مدتی با همنشینی با شهید آوینی تغییری مقطعی داشته باشد اما به محض تنها شدن با شیاطین گذشته همان تفکرات گذشته بازمی‌گردد. الان نوری‌زاد مثل یک حیوان هاری شده که دریدن این و آن دست خودش نیست، به سنگ و چوب هم حمله می‌کند و منتظر است که یک نفر او را از این مرض هاری که دچار شده نجات دهد. همه پابرهنگان دنیا، ایران را کعبه خود می‌دانند. نوری‌زاد ایران را بدبخت‌ترین و منزوی‌ترین کشور دنیا و آمریکا و اسرائیل را همه دنیا می‌داند و کعبه و معبد او آنجاست. نوری‌زاد و مخملباف یک اشکال بزرگ دارند و آن خودبزرگ‌بینی آنهاست. هر دو خود را از همه مراجع، علما، بزرگان و همه مردم عالم‌تر و داناتر می‌دانند. همه را فریب‌خورده، نادان و ساده‌لوح می‌دانند و تعجب می‌کنند که بزرگان دین و اساتید و مردم از محضر آنان بهره نمی‌برند. تعجب می‌کنند که چرا نصایح حکیمانه آنها را کسی گوش نمی‌کند. در نهایت مجبور می‌شوند بر همه بشورند و همه را، حتی مردم را دشمن بدارند. مگر مردمی را که در زمره مخالفان هستند. عیب دیگر مخملباف و نوری‌زاد حراف بودن و اهل قلم بودن آنهاست. خیال می‌کنند مثل دکتر سروش و همه مخالفان نظام چون خوب حرف می‌زنند پس خوب هم می‌فهمند، چون در زبان‌درازی کسی به پای آنها نمی‌رسد در علم هم نخواهد رسید، در حالی که اینها صفات فرعونان و مستکبران است.

ادامه »

صلوات

هوالمحبوب

با سلام

مطلب ذیل برگرفته از سایت جهان نیوز می باشد  این نوشته  سوالی که شاید برای بسیاری از جوانان عزیز ما پیش آمده باشد را به زیبایی پاسخ داده است حتما مطالعه بفرمایید.

صلوات

نویسنده خانم مرضیه خاکساری

سالها بود در هر جمعی که قرار می گرفتیم؛ خواه جشن، خواه عزا، خوشی و ناخوشی برای رفع گرفتاری و یا حتی هنگام پیروزی، خلاصه در هر زمانی و هر مکانی کسی از میان جمعیت بلند می شد و می گفت: خشنودی آفا امام زمان صلوات. اکنون هم همه جا خانه و اداره یا هر جایی که باشیم اگر گروهی به مناسبتی گرد هم آمده باشند باز هم ذکر صلوات بر (محمد و آل محمد) زینت بخش محافل و مجالس است.

اما همه چیز از یک گپ دوستانه شروع شد؛ هنگامی که یکی از دوستانم سؤالی را مطرح کرد که بی ارتباط با مقدمه ای که عرض کردم نیست. دوستم پرسید چرا باید برای سلامتی آقا امام زمان صلوات بفرستیم؟ او که سالیان سال است زنده است صلوات ما چه ارزشی می تواند داشته باشد. اصلاً مگر امام زمان مریض می شود که با صلوات ما سلامتی اش را بدست آورد؟
 
با سؤال دوستم که به نوعی رابطه معلمی و شاگردی نیز با هم داریم، تعجب کردم! هم خوشحال شدم هم ناراحت. خوشحال از پویایی فکرش. همین که ذهن یک جوان به دنبال حقیقت باشد ارزشمند است و ناراحت از شبهه ای که پیش آمده و این نکته که چه اتفاقی برای ذهن یک جوان باید افتاده باشد که همه عشق خود به امامش را یکباره و بدون تحقیق زیر سؤال ببرد و از این عشق احساس پوچی کند و به این دیدگاه برسد که دوست داشتن حضرت مهدی آرزویی بیش نیست. در واقع همه باورها سست بود و باید با روشی نوین به دنبال حقیقت بود. سؤال این عزیز در برهه ای اتفاق افتاد که مدتی در کلاسهای فرقه های نوظهور عرفانی شرکت کرده و عملاً تحت پوشش و آموزش این تفکر قرار گرفته بود.
 
مقاله زیر تحلیلی است بر روشهای جذب و آموزش و بررسی نکات انحرافی و اعتقادی این فرقه ها و ارائه پاسخ های علمی بر آنها. اما قبل از آغاز بحث لازم است گزارش کوتاهی از اذکار و ادعیه مقدس در ادیان و مذاهب دیگر ارائه کنیم تا مخاطب با ذهن روشنتری به قضاوت بنشیند.
 
در کتب همه ادیان آسمانی دعا و نیایش از جایگاه خاصی برخوردار است، کما اینکه بخشهای گسترده ای از این کتب به ذکرهای معنوی اختصاص یافته که در بین آنها یکی از این ذکرهای معروف در مسیحیت ذکر ( هللویاه ) می باشد.
 
این ذکر با آهنگ بخصوصی ادا شده و موجب نجات جلال و اکرام خداست. شایان ذکر است این آواز به اندازه ای در زندگی مسیحیان جاری است که حتی نویسنده انیمیشن معروف «شرک» نیز از آن استفاده نموده و جذابیت کارتن را بینهایت بالا برده است و این به خاطر تأثیر گذار بودن آن در فرهنگ مسیحی است که کودک و بزرگسال نمی شناسد و بر لب آوردن آن؛ نقطه عطف سعادت

وقتی در بین افراد جامعه ای عاملی موجب تقویت ارتباطات آنها شود عامل وحدت بخش نام می گیرد و این موضوع برای دشمنان که یکپارچگی مردم مانع استعمار و سلطه آنان است، نشانه خوبی نیست.

و شادابی قلمداد می گردد و به خاطر همین تأثیر و تأثرات دینی است که در فرهنگ هر جامعه ای ذکر عامل تعیین کننده است و بستگی به نوع مذهب و فرهنگ آن جامعه دارد که عوامل فرح بخشی و شادی آفرینی را که موجب سعادت می شود چگونه، کجا و در چه قالبی ارائه کند. 

در همه کشورهای مذهبی مردم برای بزرگان دینی و عالمان و اندیشمندان خود و حتی چهره های برجسته سیاسی یا علمی شان از این عبارات استفاده کرده و آن را در مراسم ها و مناسبتها تکرار می کنند؛ مثلاً در مسیحیت متقدم در قرون اولیه کلیسا آوازهایی بود که مردم آن را بصورت یکصدا می خواندند. به عنوان نمونه در کشور روسیه کشیشان بیزانسی با خودشان بهترین سرودها را که از آهنگهای بلغاری استفاده می کردند آوردند. این آواز «زنامنی zenameni» که نوع مخصوصی از ذکرهای مسیحی روسی است. این ذکر در ابتدای قرن شانزدهم به صورت همخوانی در روسیه معمول شد که منشاء آن به اذکار کلیسای لاتین در لهستان بر می گردد.
 
اکنون نیز مسیحیان در طول سال زمانهایی را به ذکرهای خاص اختصاص می دهند. هفته وحدت بین مذاهب مسیحی طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ ژانویه مصادف با ۲۸ دی تا ۵ بهمن با محور نیایش به طور دائم برگزار می شود. موضوعی که برای هفته وحدت مذاهب مسیحی انتخاب شده این جمله است که از کتاب اول تسالونیکیان ۵:۱۷ انتخاب شده (بدون وقفه دعا کنید). این رویداد هشت روزه، آکنده از نیایش، موعظه و همایشهایی است که بین تاریخ جشن «سنت بیتر» و «سنت بل» برگزار می شود و جالب تر اینکه دامنه این ذکرهای معنوی حتی به فوتبال هم کشیده می شود. فیفا از بازیکنان تیم ملی برزیل خواست از نوشتن شعارهای مذهبی و سیاسی بر روی پیراهن خود خودداری کنند، اما «کاکا» راه حل تازه ای برای این مشکل پیدا کرد، البته پیش از این کاکا که به عنوان مقیدترین بازیکن مسیحی جام جهانی ۲۰۰۶ معرفی شده بود، برای حفظ ارتباطش با مذهب به راهکار جدیدی متوسل شد. او در سفارشی به اسپانسر خود «آدیداس» تأکید کرده بود باید بر روی کفش استوکش جمله ی (همه چیز مسیح) ثبت شود. پیش از این کاکا در جام جهانی از جمله ی (من به مسیح تعلق دارم) استفاده کرده بود.
ادامه »

لنگه کفشی بدرقه مشاعی

هوالمحبوب

آقای مشاعی بر خلاف نظر رئیس جمهور ما شما را لایق قدم زدن  در نهاد ریاست جمهوری هم نمی دانیم  شما عنصری نامطلوب و خطرناک برای آحاد جامعه ایرانی ما هستید با شما می بایست همچون بوش در مجلسی که خبرنگار انقلابی عراقی لنگه کفشش را به سوی او پرتاب کرد برخورد کرد با خودم سالهاست عهد کرده بودم در هیچ مجلسی که تو حضور داری شرکت نکنم اما بخاطر خطری که از جانب تو و امثال تو احساس می کنم تصمیم گرفته ام در هر مجلسی که تو شرکت می کنی و امکان حضورم باشد شرکت کرده و صدای اعتراض خودم را به گوش همگان برسانم

تو بی خود می کنی

من به عنوان شهروندی ایرانی و مسلمان به تو می گویم ، تو بی خود می کنی در خصوص نظر علما و بزرگان دینی  ما حرف مفت بزنی تو بی خود می کنی در حالیکه  رئیس ستاد کل نیروهای مسلح  سرلشکر بسیجی دکتر فیروز آبادی نظر مزخرف تو را نقد  می کند به او توهین کنی تو کی هستی که چنین جسورانه ارزشهای دینی ما را به سخره گرفته ای امروز در تمام مجالسی که اصولگرایان حضور دارند اکثریت مطلق اصولگرایان از تو و امثال تو متنفرند اگر امروز هنوز جرعت راه رفتن در خیابانهای تهران را داری بخاطر علاقه ای است که اصولگرایان هنوز نسبت به احمدی نژاد دارند و بخاطر همان علاقه به تو چیزی نمی گویند در حالیکه تو را همپایه سران فتنه چون موسوی خیانتکار و شیخ خائن کروبی می دانند اما مطمئن باش کاسه صبر مردم انقلابی به سر خواهد آمد چون تو با این رفتارها و گفته های بی پایه ات اعصاب مردم را بهم ریخته ای و بجای حل مشکل مردم و مبارزه با بی عدالتی اقتصادی که امروز بعد از گذشت پنج سال از عمر دولت نهم و دهم با هزینه های گزاف و تحمیل آن به مردم حرفهای بی ارزش خودت را مطرح می کنی .

نکته هایی از سخنان سرلشگر فیروز آبادی در خصوص سخنان اخیر مشاعی :

سرلشکر فیروزآبادی صبح امروز در جلسه دفاع از رساله دکترای یکی از دانشجویان خود با اشاره به اظهارات رحیم مشایی گفت: «چگونه است که این وسط یک آقایی پیدا می شود از دفتر رئیس جمهور که معلوم نیست شأنش در قانون چیست و می آید یک بحث هایی را مطرح می کند که در جهت سیاست های راهبرد اَبَرسرمایه‌داری است
 
به گزارش فارس، وی با بیان این‌که “این آقا می‌آید می‌گوید مکتب ایرانی” آن را مطابق با راهبرد اَبَرسرمایه‌داری دانست و گفت که این دقیقاً منطبق با آن راهبرد اَبَرسرمایه‌داری که اتحادی نباید بین کشورهای اسلامی باشد و این همان بهانه صدام در بین کشورهای اسلامی بود که می گفت شما ایرانی هستید بله ما ملیت ایرانی داریم و به ایران نیز افتخار می کنیم.

فیروزآبادی اضافه کرد که وقتی فردی می‌آید در آن جایگاه می‌گوید مکتب ایرانی، یعنی کشورهای اسلامی، حساب ما از شما جداست، کشورهای عربی حساب ما از شما جداست این در جهت تجزیه جهان اسلام است این حرفها در جهت خنثی کردن خون های شهدا و زحمت هایی است که امام (ره) و رهبری عزیز انقلاب برای اتحاد جهان اسلام کشیده اند. 

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «این حرف‌های کوچکی نیست، نمی دانم چطوری کسی جرأت می کند و به خود این اختیار را دهد در حالی که هیچ حکم و حق قانونی ندارد این حرفها را بزند، اینها جرم است

وی در ادامه به مشای شدیدا حمله کرد و عنوان کرد که ما به ملیت ایرانی خود افتخار می‌کنیم، اما این قبیل اظهارات را انحراف و جرم علیه امنیت ملی و حمله به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی می‌دانیم که دارد توسط یک شخصی به اسم مشایی زده می شود.
 
فیروزآبادی با اشاره به اعتراض علما در این زمینه گفت: «علما فریاد می‌زنند اما مثل اینکه، ایشان افسار گسیخته است، یک بار می‌گوید با علم ریاضی می‌شود رفت به بهشت. کدام عالم الهی در طول تاریخ چنین حرفی را زده و یا کدام یکی از آیات قرآن ‌و روایات اهل بیت معصومین (ع) دلالت براین دارد»
 
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در رد این اظهارات اضافه کرد که مگر از بهشت و مسیرهای نیل به آن به جز اولیاء حق کسی می‌تواند تعبیری ارائه کند و تازه آن هم الهام الهی است، یک آقایی می آید در جمع ریاضی دانها می گوید ریاضی دان ها بهتر بهشت را می فهمند، یعنی خوب بالاخره لازمه رسیدن به بهشت فهم ریاضی است، شهید دستغیب (رحمه الله علیه) می فرمودند: آدم باش تا شفاعتت کنند، حیوان را نمی شود شفاعت کرد. باید آدم باشی تا به بهشت بروی، با خوی حیوانی نمی توانی خود را به بهشت ببری.

چهره بی نقاب

هوالمحبوب

سلام

فقط یه مطلب کوتاه و یه سوال  : تا بحال شده یه نفرو یه کسی رو که مدتها فکر می کنید با شما رو راسته و همراه شماست متوجه بشید اصلا اونی نبوده که بوده و چهره و باطن بی نقابشو همون جوری که هست ببینید بعدش هر آنچه از او ساختید یک دفعه کن فیکون بشه؟

می دونید این مطلب برای همه ما یه زمانهایی پیش میاد، برای عده ای از آدمها که احساس توی ذهنشون فقط یک لغت بی معناست نمی تونه چیزی رو توی زندگیشون عوض کنه اما برای اونا که احساس توی زندگیشون یعنی همه زندگیشون نابود کننده است این مطلب توی همه مراحل زندگی آدم پیش میاد توی زندگی شخصی مثلا در خصوص همسر یا عضوی از خانواده یا کسی رو که دوستش داری یا در محیط کار همکاری که ادعای رفاقت می کرده اما یه روز می بینی همه این ادعاها فقط یک ادعا بیش  نبوده با حاشیه های بسیار دردناکش یا توی سیاست رهبرانی که یه عمر بهشون دل بسته بودی فکر می کردی می تونند تو رو به آمال و آرزوهایت برسونند یک دفعه یکی از روزهای خدا توی یک جلسه پیچ  فرستنده رادیویی اشتباها باز می شه و جلسه مخفی این آدمهایی که به نام آزادیخواه و ….. علنی پخش می شه و تازه می فهمی همه سرکارند و سرکاریم . می دونید قصه زندگی ما همینه به آدمهایی دل می بندیم که به تو دل نبستند با تو رو راست نیستند سر بزنگاه همراهت نیستند حرفها و ادعاهای خودشونو هم  وقتی پاش بیفته منکر می شند و وقتی چهره و باطن بی نقابشونو می بینی دیگه از زمین و زمان بدت میاد اما یه جورایی خوشحال هم می شی می گی خدارو شکر اسبابی ساختی که راه را از چاه رفیق واز نارفیق ، دوست رو از دشمن تشخیص بدهیم هر چند تلخ است و جانکاه هر چند گزنده خواهد بود و کشنده اما از خدا بخواهیم این وضعیت و این شناخت برایمان میسر شود چرا که می تواند سرنوشتمان را تغییر بدهد.

اما من برای همه، برای رفیق و نارفیق و رفیق نیمه راه دعا می کنم و از خدا برای خودمو برای اونا عاقبت بخیری خواستارم امیدوارم یاد بگیریم اگر مرد هم نیستیم مردانه زندگی کنیم پای حرفها و ادعاها  قولها و قرارها حتی اگر به اشتباه مطرح کردیم باایستیم و حداقل قبول اشتباه کنیم .

دیروز زیباترین روز خدا بود تولد منجی عالم بشریت تولد عزیزترین انسان روی زمین بیایید برای ظهورش دعا کنیم بیاید برای خودمان دعا کنیم بیاید برای اینکه خدا لطفی در حق اهل زمین کند وظهور منجی اش را محقق سازد دعا کنیم بیایید برای ظهور منجی عدالت دعا کنیم.

گفتم یارب مرا براتی بفرست … توفان زده ام فلک نجاتی بفرست ..

.گفتند که با زمزمه ی یا مهدی .. .نذر گل نرگس صلواتی بفرست..

سیستم آموزشی بیمار

هوالمحبوب

 سلام    

تخلف در اصول قانون اساسی      

                  سیستم آموزشی در کشور ما هر روز به قهقرا می رود انگار در این کشور نبرد برای نابود کردن کارخانه آدم سازی یک ارزش به شمار می آید انگار همه مسئولین در این کشور یا خوابند یا خود را در خصوص سیستم آموزشی و تخلفات آموزش و پرورش در اجرای قانون اساسی و اصل ۳۰   آن به خواب زده اند با همه وجودم امید داشتم در دولت نهم و دهم بساط مدارس غیر انتفاعی برچیده شود و اگر هم نشد حداقل مدارس دولتی با کیفیت اموزشی بالاتر گسترش یابد اما زهی خیال باطل هر روز سیستم آموزشی ما به ورطه سقوط و انحطاط پیش می رود خود را به خواب زده اند خود را به جهالت زده اند تا بار مسئولیت را بر دوش نکشند خدا از همه آنهایی که می دانند چه بر سر ملت ما در امر آموزش و پرورش می آورند  نگذرد دو سه روز پیش در شهرک مارلیک از شهرهای تابعه کرج بودم چیزی که باعث تعجب من شد و آه از نهادم برآورد این بود که در منطقه ای که اکثریت مطلق ساکنینش از اقشار آسیپ پذیر جامعه هستند هر چه دیده می شد وجود تبلیغات شدید مدارس غیر دولتی و غیر انتفاعی بود !!!! و از وجود مدارس دولتی کمتر نشانی دیده می شد یک مدرسه ابتدایی پسرانه در انتهای آخرین خیابان شهرک مارلیک و دهها مدرسه غیر دولتی در فضای شهر واقعا این سیسم بیمار و سرطانی تا به کی دوام می آورد .

این سوال سالهاست ذهن مرا به خود مشغول کرده است  آیا از دل این سیستم آموزش و پرورش بیمار افرادی مثل همتها و باکریها ، حاج احمد متوسلیانها ، رضا چراغی ،عباس کریمی ،داود عجب گل و عباس ورامینی ، و دهها هزار شهید دوران دفاع مقدس و نبرد برای پیروزی انقلاب بیرون خواهد آمد . من چشمم آب نمی خورد اما این را می دانم مسئولین ما در این خصوص در زمین شیطان بازی می کنند و به نفع شیطان چرا که هر چه می بینند منفعت طلبیست.

جنایت دشمنان انقلاب و مردم

روز گذشته بازهم تروریستها و عوامل دشمنان انقلاب با عملیات انتحاری در مسجد جامع زاهدان نمازگذاران را به شهادت رساندند حقیقت این است عدم قاطعیت ما باعث جسور شدن دشمنان ما شده است قوه قضاییه باید حداقل چند قاضی شجاع تربیت کند تا با قدرت و قاطعیت حکم خدا را در خصوص دشمنان انقلاب اعلام کنند واگرنه ما بازهم شاهد چنین جنایاتی خواهیم بود ،  خوشا به سعادت این شهیدان راه خدایی که امروز در پیشگاه مولای خود در سر سفره الهی متنعم به نعمت الهی هستند خوشا به سعادتشان که به دست شقی ترین و کثیفترین آدمهای روی زمین از ارض به افلاکیان پیوستند.

سیستم آموزشی ظالمانه (مدارس غیر انتفاعی)

هوالمحبوب

امروز یکی از اقوام زنگ زد گفت برای ثبت نام فرزندش که تازه امسال می خواهد وارد کلاس اول ابتدایی بشود  در یک مدرسه غیر انتفاعی در منطقه شش  مبلغ دو میلیون و نهصد هزارتومان خواسته اند این یعنی همان ظلم آشکار و تبعیض طبقاتی . بیچاره فرزندان ما بیچاره خانواده هایی که پول ندارند فرزندان دلبندشان را در مدارس غیر انتفاعی ثبت نام کنند بیچاره ملت ما بیچاره ما که باید شاهد این فضاحت در کشور اسلامیمان باشیم . دیروز یکی دیگر از دوستانم از شهرک شهید محلاتی می گفت که در این شهرک که هزاران خانواده زندگی می کنند یک دبیرستان دولتی پسرانه وجود داشت که آنهم تعطیل شده است و حالا مجبورند برای اینکه فرزندانشان در محیطی سالم درس بخوانند در دو دبیرستان غیر انتفاعی موجود در شهرک ثبت نامش بکنند اما همان دو مدرسه هم دیگر جا ندارد ………….